تبلیغات اینترنتیclose
سخنی نیست ( احمد شاملو )
پیچک ( احمد شاملو )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سخنی نیست 

چه بگویم؟ سخنی نیست
می وزد از سر امید، نسیمی؛
لیک تا زمزمه ای ساز کند
در همه خلوت صحرا
به روش
نارونی نیست
چه بگویم؟ سخنی نیست
***
پشت
درهای فرو بسته
شب از دشنه دشمنی پر
به کنج اندیشی
خاموش
نشسته ست
بام ها
 زیرفشار شب
کج،
کوچه
از آمدو رفت شب بد چشم سمج
خسته ست
***
چه بگویم ؟ سخنی نیست
در همه خلوت این شهر،آوا
جز زموشی که دراند کفنی
نیست
ونذر این ظلمت
جا
جزسیا نوحه شو مرده زنی
نیست
ورنسیمی جنبد
به رهش نجوا را
نارونی نیست
چه بگویم؟
سخنی نیست...
 

 

احمد شاملو

برچسب ها : ,

موضوع : مجموعه آیدا در آیینه, | بازديد : 400