تبلیغات اینترنتیclose
ترانه( احمد شاملو )
پیچک ( احمد شاملو )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

ترانه

 

بر این کناره تا کرانهی آمودریا
آبی میگذشت که دگر نیست:
رودی که به روزگاران ِ دراز سُرید و از یاد شد
رودی که فروخشکید و بر باد شد.

بر این امواج تا رودباران ِ سند
زورقی میگذشت که دگر نیست:
زورقی که روزی چند در خاطری نقش بست
وانگه به خرسنگی برآمد و درهمشکست.

بر این زورق از بندری به شهرْبندری
زورقبانی پارو میکشید که دگر نیست:
پاروکشی که هر سفر شوریده دختریش دیده به راه داشت
که به امیدی مبهم نهال ِ آرزویی به دل میکاشت.

بر این رود ِ پادرجای
امیدی درخشید که دگر نیست:
امید ِ سعادتی که پابرجا مینمود
لیکن در بستر ِ خویش به جز خوابی گذرا نبود.

 

احمد شاملو

برچسب ها : ,

موضوع : در آستانه جلد اول, | بازديد : 507